امیر عباسامیر عباس، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 10 روز سن داره

امیر عباس کوچولو

بدون عنوان

تازه دارم از پوشک می گیرمت لگن مخصوصت رو برات گذاشتم کنار روی یه قالیچه و خودت میری اون جا جیش می کنی، قبلا تو لیوان آب و .... وای وای و مطمئنم مرحله بعد دیگه میای مامانی ببرتت wc مرحله اول هم روی موکت داخل دستشویی بود و بعدش سرپا کردن شیر خوردن رو فراموش نکردی و به جای اون انگشتت رو می مکی و برای خوابیدن باید پیش مامانی باشی تا لالا بری عزیز مامانی
27 شهريور 1392

امیرعباس داره مرد میشه

امروز مامان شروع کرد دیگه شیر مادر به امیرعباس مرد بزرگ نده امیرعباسم تا حالا زیاد بی قراری نکرده عاشق آهنگای موبایل مامی و باباس و بن بن بن رو هم دوست داره و همه چی رو دست می ذاره تا مامان بگه چیه مموش سره یه گلدون چوبی همداریم که خوش نداره صاف باشه هنوز جیش نمی گه ولی تو دستشویی ببرمش جیش میکنه
15 شهريور 1392

بدون عنوان

تولدت مبارک ناز نازی مامان هنوز جیش نمی گی ولی وقتی با هم بریم wc و من شما رو سر پا کنم و جیش کنید مامان برات شعر می خونه و تو برای خودت دست می زنی که همچین کار بزرگی کردی به بابا هم می فهمونی که برات دست بزنه حرف نا مفهوم زیاد می زنی  تازه ایا بستنی دوست داری و یه بشقاب  و .... گاهی وقتا می گی هیسسسسسسسسس و آروم می گی دوغو دوغو یعنی آروم حرف بزنیم و هزار تا شیرین کاری دیگه که واقعا دیگه ذوق نوشتن رو ازم گرفتن چون نوشتن یک بعدشونم نشون نمی ده
18 مرداد 1392

جیجرپسر

تازه ایا از صندلی و میز تنهایی بالا میری و تونستی اولین جمله معنی دار رو بگی دیروز گفتی: چی شد حرف زیاد میزنی ولی ما معنی شو نمی فهمیم  
1 مرداد 1392

دوغو دوغوی مامان

وقتی که برای گرفتن چیزی مصر باشی می گی من من من از بیا زیاد استفاده می کنی و سه تا بازی فکری داری که خیلی دوستشون داری و مدام به من و بابایی میگی که برات انجام بدیم و به همه اجزای بازی ها ت می گی تیس  
2 خرداد 1392